+ گاهی آن کس که اخلاق و ایمان را جزو ذاتت می کند؛ همان ان ایمان را از تو می ستاند!
دیروز بود؛ برای کسی و دوستی زمزمه کردم:
دور گردان گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
و یادم افتاد خودم چقدر ناامیدم و مدتهاست این شعر را زمزمه نکردم و هاله ای از نور امید را به خودم تزریق نکردم.
فراموش کردم که همیشه به تنهایی تلاش کرده ام و چه صبرها که نکرده ام و گرچه صبرم به ثمر نشسته اما خرابی کار از جای دیگر؛ شهد را به کام نچشانده....
مهر سکوت سالها به زبان زده را باید گشود....
+ دیشب خواب می دیدم؛ خواب می دیدم میوه های تابستانی سرخ و خوشمزه می خرم....
می دانم که سحر نزدیک است!
برچسب: انار سرخ,انار سرخ در خواب,انار سرخ 21,
نویسنده: اشکان نیکنام